قول . . . . قول است
بلندی های تو را، کوچ هایم نمی شوند
و در کنارهای رود زندگی
شستن کاسه عمرم به اندازه ی نفهمیدن های تو
بی ارزش است
به ادامه مطلب رجوع کنید
قول . . .
. قول است
بلندی های تو را، کوچ هایم نمی شوند
و در
کنارهای رود زندگی
شستن کاسه
عمرم به اندازه ی نفهمیدن های تو
بی ارزش
است
ذهنم را
می شکافم
تا یکی
دیگر از نو ببافم
از آن همه
بودن هایم
از آن همه
خواستن هایم
برای
تمامی زمان های تمنا شدن
نمی دانم کدام
صبح بود
قول هایت
را شب قبل، فراش لحظه ها با خود برده بود
یادم
نیست؛ چند، کجا یا چطور
اما خوب
می شود دردهای نبودنشان را شمرد
و حجم
کمرنگی های تو را نفس کشید
چه فرق
دارد
خودت یادم
دادی
قول . . . . قول است
اما
نگفتی . . . . به غیر از من
آرزومند
آرزوهایتان
کامیار
نوع سخن :
اتاق آبی خاطره ها،
برچسب ها :